بیاد قدیما

سلام یادش بخیر همین ۵-۶سال پیش بود اینجا چه برو بیایی داشت کلی ادم میومدن اینجا نظر میدادن کلی کمک میکردم کلی حرف میزدیم کلی چیز یاد میگرفتیم نمیدونم چرا از وقتی ازدواج کردم دیگه نشد بیام اینجا مثل قدیما چیز بنویسم همه دوستا و گروهی که تقریبا یه زمان شروع کرده بودیم به نوشتن رفتن واقعا مگه ازدواج چیه که ادم حتی نمیتونه بیاد اینجا چند خط از حرفای دلشو بنویسه یادمه به یه دوست سواد کوهی میگفتم بلند باش مثل سرو محکم مثل گردو و ... کجایی دوست سواد کوهی سری به من میزنی یا تو هم مثل من یادت رفته نوشتن یادمه اولها قالبها اینطوری راحت نبود زحمتشو دادم به یه دوست مهربون کجایی ...تو هم رفتی از این متن نوشتها و یه عالمه دوست و خاطره که فقط کافی ارشیو قدیمو چک کنیم و یاد قدیما و در اخر یه نفس بلند راستی روزگار با ادما چیکار میکنه

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٢


بیاد قدیما

سلام یادش بخیر همین ۵-۶سال پیش بود اینجا چه برو بیایی داشت کلی ادم میومدن اینجا نظر میدادن کلی کمک میکردم کلی حرف میزدیم کلی چیز یاد میگرفتیم نمیدونم چرا از وقتی ازدواج کردم دیگه نشد بیام اینجا مثل قدیما چیز بنویسم همه دوستا و گروهی که تقریبا یه زمان شروع کرده بودیم به نوشتن رفتن واقعا مگه ازدواج چیه که ادم حتی نمیتونه بیاد اینجا چند خط از حرفای دلشو بنویسه یادمه به یه دوست سواد کوهی میگفتم بلند باش مثل سرو محکم مثل گردو و ... کجایی دوست سواد کوهی سری به من میزنی یا تو هم مثل من یادت رفته نوشتن یادمه اولها قالبها اینطوری راحت نبود زحمتشو دادم به یه دوست مهربون کجایی ...تو هم رفتی از این متن نوشتها و یه عالمه دوست و خاطره که فقط کافی ارشیو قدیمو چک کنیم و یاد قدیما و در اخر یه نفس بلند راستی روزگار با ادما چیکار میکنه

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٢


kolan hastam meals ghadima

Salam ba voiles Chandler sal kam rang bleak va az fast dadane bazi dostan dobare madam Omadam ta meals ghadima kament bezaram va ba distant jaded ashen besham Motmaenan Aksare Rostand zamane Khitai rattan vali ba in Hal man madam Bain tafavot ke Alan tanha nistam va ye HAMSARE hobo mehrabon 2 sale hamrahim mikone Ta lakebed badi bay @

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۱
تگ ها :


یه عکس خالی

یه دوستی ابدیسلام

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٠
تگ ها :


یه سلم و بازم تاخیر

اومدم که فقت بگم هستم دوتایی خوب و خوشیم داریم زندگیمونو میکنیم

و ترسیدم سر نزنم کسی دل واپس بشه نیستمنیشخند و این وبلاگ و از دست بدم فعلا بای@

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٦
تگ ها :


بعد یه نیم قرن

سلام به همه از قدیمیا تا جدیدا

اول شرمنده یه مدت نبوم البته الانم فکر نکنید هستما! خوب عیالواریه دیگه آدم وقت نمیکنه به کارای دیگه برسه هنر کنی به خانمت کمک کنی

اومدم سر بزنم که یهوقت اگه کسی دلواپس شد {عمرا} بدونه سالمم

و زندگیم خدارو شکر خوبه و روی غلطک

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤
تگ ها :


coming

salam

sharmande dir omadam inja

akhe

akheeeee

ezdevaj kardam ba hame sakhtiyash ye maraseme ghashang ke jaye hamaton khali bood

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۳
تگ ها :


برای خانومم

 

از بابا هم معذرت خواهی کن که نتونستم خودم بیا

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧
تگ ها :


عید نوروز

بعد ١٠ روز سلام

عیدتون مبارک ببخشید دیر شد بذارید به حساب عیال واری و این حرفا

بعد کلی عیدی رفتن الان دیگه نوبت اینجا شده

امید وارم سالی پراز موفقیت داشته باشید

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٠
تگ ها :


کریسمس

بعد یه عاشورا که نمی دونم راجبش چی بگم

کریسمس و تبریک میگم

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٩
تگ ها :