kolan hastam meals ghadima

Salam ba voiles Chandler sal kam rang bleak va az fast dadane bazi dostan dobare madam Omadam ta meals ghadima kament bezaram va ba distant jaded ashen besham Motmaenan Aksare Rostand zamane Khitai rattan vali ba in Hal man madam Bain tafavot ke Alan tanha nistam va ye HAMSARE hobo mehrabon 2 sale hamrahim mikone Ta lakebed badi bay @

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۱
تگ ها :


یه عکس خالی

یه دوستی ابدیسلام

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٠
تگ ها :


یه سلم و بازم تاخیر

اومدم که فقت بگم هستم دوتایی خوب و خوشیم داریم زندگیمونو میکنیم

و ترسیدم سر نزنم کسی دل واپس بشه نیستمنیشخند و این وبلاگ و از دست بدم فعلا بای@

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٦
تگ ها :


بعد یه نیم قرن

سلام به همه از قدیمیا تا جدیدا

اول شرمنده یه مدت نبوم البته الانم فکر نکنید هستما! خوب عیالواریه دیگه آدم وقت نمیکنه به کارای دیگه برسه هنر کنی به خانمت کمک کنی

اومدم سر بزنم که یهوقت اگه کسی دلواپس شد {عمرا} بدونه سالمم

و زندگیم خدارو شکر خوبه و روی غلطک

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤
تگ ها :


coming

salam

sharmande dir omadam inja

akhe

akheeeee

ezdevaj kardam ba hame sakhtiyash ye maraseme ghashang ke jaye hamaton khali bood

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۳
تگ ها :


برای خانومم

 

از بابا هم معذرت خواهی کن که نتونستم خودم بیا

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧
تگ ها :


عید نوروز

بعد ١٠ روز سلام

عیدتون مبارک ببخشید دیر شد بذارید به حساب عیال واری و این حرفا

بعد کلی عیدی رفتن الان دیگه نوبت اینجا شده

امید وارم سالی پراز موفقیت داشته باشید

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٠
تگ ها :


کریسمس

بعد یه عاشورا که نمی دونم راجبش چی بگم

کریسمس و تبریک میگم

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٩
تگ ها :


یلدا

تا شب وقت دارین جوجهاتونو بشمورید بودو بودو

یلدا مبارک

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۳٠
تگ ها :


عشق

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟

چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟...

شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد...

سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد. آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟

آنها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند.

چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است.

استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟

آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند! این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد

  
نویسنده : aryan hassani ; ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٢
تگ ها :